تبليغاتX
جایزه ادبی فرزدق

جایزه ادبی فرزدق

نخستین جایزه خصوصی و تخصصی ادبیات آیینی

براي مشاهده ي بيانيه ي جمعي از شاعران و سخن سرايان آييني فارسدر محكوميت اهانت به ساحت مقدس قرآن كريم. كليك بفرماييد.

***

دبيرخانه ي جايزه ي ادبي فرزدق- نخستين جايزه تخصصي و مستقل ادبيات آييني- برگزار مي كند:

جايزه ي ادبي فرزدق

پاييز1389

در پي اهانت ناجوانمردانه ي دشمنان حقيقت و آزادي و آزادگي به قرآن كريم،دبيرخانه ي جايزه ي ادبي فرزدق، جايزه ادبي پاييز 89 خويش را در واكنش به اين واقعه ي اسف بار برگزار مي نمايد.

موضوع:

قرآن كريم

 و محكوميت اهانت به قرآن و اسلام ستيزي

 قالب ادبي:

شعر(كلاسيك و نو)

 مهلت ارسال آثار:

26 آبان ماه جاري برابر با عيد سعيد قربان

 شيوه ي ارسال اثر:

-         ارسال به نشاني الكترونيكي farazdaghpoem@yahoo.com

-         ارسال به صورت پيام (كامنت) خصوصي روي وبلاگ جايزه به نشاني

          http:// Farazdagh.blogfa.com

 توجه:

-        کلیه ی آثار بایستی مرتبط با موضوع فراخوان و "نگاه هنرمندانه در محكوم كردن اهانت به قرآن و اسلام ستيزي" باشد.شاعران و نویسندگان می توانند در سرايش اثر از "نگرش آزاد به آيات شريف قرآن و فرمايش حضرات معصومين (عليهم السلام) " در ستايش قرآن بهره مند شوند.

-        شايسته است آثار ترجیحا با فونتtahoma14 و حتما با  word2003ارسال گردد.

-        سقف ارسال اثرحداکثر 3اثر است

-        ذکر نام و نشان کامل همراه با نشانی دقیق پستی (ترجیحا با  کدپستی) و شماره تماس ضروری است.

******************* 

تذكر:

        با توجه به سوالات دوستان پيرامون جايزه مسابقه داستان نويسي به استحضارمي رساند با توجه به حجم آثار، انشاالله نتايج آن فراخوان همراه با فراخوان فوق اعلام خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 15:32  توسط دبیرخانه جایزه ادبی فرزدق  | 

انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون

                    "سوره ي مباركه ي حجر-آيه ي 9"

بار ديگر دست خشونت خواهي و انديشه هاي شيطاني دشمنان حقيقت و معاندين آزادي و دين باوري ، چشم درخشان حقيقت را هدف گرفته اند تا شيطان به تمامي قامت در هيئت ناجوانمردان خودفروش به آيات شريف نور اهانت كند. غافل از آنكه تلاش براي خاموش كردن چراغ ايزد افروز حاصلي ندارد و سرنوشت بدخواه بد طينت ريشه سوزي است ورنه اين چراغ هميشه روشن، نورعلي نور است  و حقيقت  تا هميشه ي تاريخ برقرار و روشن خواهد ماند.

ما شاعران و نويسندگان و نغمه سرايان آستان مقدس حضرات اهل بيت عليهم السلام در استان فارس و دارالمومنين شيراز هستي خويش را نخست مرهون بندگي حضرت حق و كلام جاويدان قرآن وسپس درپناه آستان بوسي حضرات معصومين يافته ايم.

ما هويت ادبي خويش را در پناه تمسك به اين حبل المتين استوار ساخته و قرآن را گواه روشن حق جويي و آزادي خواهي يافته ايم، از اين رو رفتار مرتجعانه ي خشونت خواهان جنگ افروزي كه در تشديد روند اسلام ستيزي نسبت به قرآن – كتاب صلح و رحمت و معجزه ي جاويدان رسول مهرباني ها- اهانت روا داشته اند را به ساحت مقدس حضرت صاحب الزمان "عجل الله تعالي فرجه الشريف" تسليت گفته و آن را به دور از شان انساني مي دانيم.

اين چه به اصطلاح آزادي بيان است كه كوچكترين سخن از فلان رويداد تاريخي جنگ جهاني دوم را به سبب ناخشنودي لابي صهيونيسم  برنمي تابد اما اهانت به كتاب آسماني ديني با قريب يك و نيم ميليارد مومن را مجاز مي شمارد؟

از اين رو همگام با دل هاي مالامال از اندوه حقيقت جويان و حق طلبان و آزادي خواهان جهان طرد اين تفكر خشونت خواهي و انديشه هاي شيطاني را از همه ي وجدان هاي آگاه طلب مي نماييم.

هرچند باور داريم به فرموده ي حضرت پروردگار در قرآن، خداوند خود از قرآن حفاظت خواهد كرد، اما به عنوان جمعي از سخن سرايان و شاعران آستان نوراني قرآن و به عنوان ظيفه اي ديني و انساني، قلم را سلاح خويش قرار داده و از حضرت دوست خواهانيم مدد فرمايد تا خالصانه ترين و بهترين آثارمان را در ستايش آيات نور و واكنش به اين رفتار بسراييم. همچنين از برگزاري جايزه ي ادبي فرزدق(جايزه ي تخصصي و مستقل ادبيات آييني) به عنوان گامي ارزنده در واكنش اهل قلم به اين رويداد اسف انگيز استقبال مي نماييم.

 اميد كه مولا و ولي امرمان حضرت حجت  "عجل الله تعالي فرجه الشريف"  با ظهور خويش صلح و آشتي جهاني را به جهان سرگشته ارزاني داشته و دست جنگ افروزان را از دامان صلح و آرامش كوتاه فرمايند .

با آرزوي توفيق الهي

 

عبدالرضا لطف اللهي،احد ده بزرگي، ميرزامحمد شعله اصطهباناتي، سيدمحمد امين جعفري حسيني،هاشم كروني، محمدباقر خدامي،عبدالحميد رحمانيان،عبدالرضا كوهمال جهرمي،حبيب الله حسيني ميرآبادي،عبدالرحمن رحمانيان،شهرام شارخي،علي اكبر شجعان،كاظم صفايي،مصيب صفري، محمدضيايي پور،علي اصغر طاهري نيا،ميلاد عرفان پور،علي اصغر گل كار،غلامعلي مهديخاني(مجرد)، اصغر معصومي، نصرالله صدر متكلم ، پدرام اكبري،مجيد برزگر،محمد برزگر،علي بهمني،رضا علي اكبري،ياسين بهمني، محمدپران،ايوب پرندآور،محمدعلي داوطلب،هادي فردوسي،خليل ذكاوت،مصطفا رنجكش،ولي صادقي،دانيال رحمانيان،فخرالدين زارعي نژاد،مجتباصادقي،محمدصالح سلطاني سروستاني، ابوذر غفاري، نادرفخرآور،مصطفاكارگر،عبدالعظيم زارع،حبيب الله زارعي،حسين پارسا

زهرا اسكندري،افروز عسكري،سارا باستاني،فاطمه قائدي،طيبه نيكو، فروغ تنگاب،ليلا صبوري زاده

و جمعي ديگر از شاعران آييني فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 15:7  توسط دبیرخانه جایزه ادبی فرزدق  | 

به نام خداوند بخشنده ی بخشایشگر

فراخوان دومین دوره ی جایزه ی ادبی فرزدق

جایزه ی ادبی

  تخصصی و مستقل ادبیات آیینی

زمستان 1388

 موضوع:

بازنویسی داستانی روایتی از کتاب شریف منتهی الآمال

از زندگی حضرت مولا امام علی النقی الهادی علیه السلام

 قالب مسابقه:

داستان (بازآفرینی یک روایت)

متن داستان در انتهای همین فراخوان درج گردیده است

 مهلت ارسال آثار:

تمديد شد 

تا پايان تعطيلات نوروز 1389

پنجشنبه 13 اسفندماه برابر با میلاد حضرت رسول اکرم "صلی الله علیه و آله و سلم" وحضرت امام جعفر صادق "علیه السلام"

 

روش های ارسال اثر:

منحصرا  از طریق اینترنت به یکی از دو روش:

1-ارسال به نشانی پست الکترونیکی:

farazdaghpoem@yahoo.com 

2ارسال به صورت کامنت خصوصی در وبلاگ جایزه ادبی فرزدق به نشانی

http://farazdagh.blogfa.com/

(همین وبلاگ)

نکته:

ذکر نام و نشان کامل همراه با نشانی دقیق پستی (ترجیحا با  کدپستی) وشماره تماس ضروری، الزامی است.

انشاالله آثار فقط از طریق اینترنت به یکی از دو روش ارسال به پست الکترونیکی یا ارسال از طریق کامنت خصوصی به نشانی های فوق الذکر دریافت خواهد شد.

این دوره یجایزهمنحصرا مخصوص داستان (بازآفرینی داستانی یک روایت) است. انشاالله بخش شعر در دوره ی آینده این مسابقه در بهار 1389 پی گرفته خواهد شد. 

در صورت حجیم بودن اثرتان ترجیحا، آن را از طریق ایمیل ارسال فرمایید.

شماره هماهنگی:

09354754447(مسوول اجرایی جایزه- کرونی) 

فقط به صورت اس ام اس (sms) پاسخ داده می شود. ذکر نام و نشان کامل همراه سوال ضروری است.

متن روایت:

قطب راوندي نقل کرده که :
»جمعي از اهل اصفهان، از جمله ابوالعباس احمد بن النصر و ابوجعفر محمد بن علويه، نقل کردند که: شخصي به نام عبدالرحمان، مقيم اصفهان شيعه بود. از او پرسيدند: «چرا به امامت ‏حضرت علي النقي‏ (عليه السلام) معتقد شدي؟» گفت: «چيزي ديدم که موجب شد من اين چنين معتقد شوم . من مردي فقير، ولي زباندار و پر جرات بودم. در يکي از سال‏ها، اهل اصفهان مرا با جمعي ديگر براي شکايت ‏به دربار متوکل بردند، در حالي که در دربار بوديم دستوري از سوي او بيرون آمد که علي بن محمد بن الرضا(عليه السلام) احضار شود. به يکي از حاضران گفتم: «اين مرد کيست که دستور احضارش داده شده؟» گفت: «او، مردي علوي است که رافضيان، معتقد به امامتش‏ هستند. « 
واضح است که دعا، از بهترين انواع نيکي است، پس اگر مؤمن، براي مولاي خود، خالصانه دعا کند، مولايش هم براي او خالصانه دعا مي‏کند، و دعاي آن حضرت، کليد هر خير و داس هر شر است . 

سپس گفت: «چنين مي‏دانم که متوکل، او را براي کشتن احضار مي‏کند.» گفتم: «از اين ‏جا نمي‏روم تا اين مرد را ببينم چگونه شخصي است؟» گويد: «او سوار بر اسب آمد و مردم از سمت راست و چپ راه، در دو صف ايستاده به او نگاه مي‏کردند. هنگامي که او را ديدم، محبتش‏ در دلم افتاد. در دل براي او دعا کردم که خداوند، شرّ متوکل را از او دفع کند، او در بين مردم پيش مي‏آمد و به کاکل اسبش نگاه مي‏کرد، و به چپ و راست نظر نمي‏افکند، من در دل پيوسته برايش دعا مي‏کردم. هنگامي که کنارم رسيد صورتش را به سويم گردانيد. آنگاه فرمود: «خداوند، دعايت را مستجاب کند، و عمرت را طولاني، و مال و فرزندات را زياد. « 

از هيبت او، بر خود لرزيدم و در ميان رفقايم افتادم. پرسيدند: «چه شد؟» گفتم: «خير است.» و به هيچ كس نگفتم . 

پس از اين ماجرا، به اصفهان برگشتيم. خداوند، به برکت دعاي او، راه‌هايي از مال بر من گشود، به طوري که امروز، من، تنها، هزار هزار درهم ثروت در خانه دارم، غير از مالي که خارج از خانه، ملک من است، و ده فرزند دارا شدم، و هفتاد و چند سال از عمرم مي‏گذرد. من به امامت اين شخص معتقدم که آن چه در دلم بود، دانست و خداوند، دعايش را درباره‏ام مستجاب کرد. «


نکاتی چند پیرامونآثار دعا برای حضرت امام زمان "عجل الله تعالی فرجه شریف"

 1-دعای ما برای حضرت ولی عصر" ارواحنا لتراب مقدمه الفداء" مانند هدیه ی فردی نیازمند است به  شخصی بزرگوار. چنین هدیه ای نه از سر نیاز آن بزرگوار بلکه نشانه و نمود و نماد نیاز این فرد به ان بزرگوار است.

به قول خواجه شیراز : 

" تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن/ که خواجه خود روش بنده پروری داند"

در حقیقت ائمه ی بزرگوار ما و در زمان حاضر حضرت صاحب الزمان " عجل الله تعالی فرجه شریف" همان خواجه بزرگوارند که به قول حافظ شیراز روش بنده پروری را نیک می دانند.

 

2- آنچه از روایات به دست می آید این است که زمان ظهور حضرت حجت " عجل الله تعالی فرجه شریف"قطعی و ثابت نیست و امکان  تعجیل و تاخیر در آن وجود دارد.شرط تعجیل و زودتر واقع شدن آن  شاید جدیت و اهتمام اهل ایمان در دعا برای تعجیل فرج باشد.این امر را می توان در آنچه از پیشینیان به ما رسیده واکاوی کرد،چنانچه بعثت حضرت موسی "علیه السلام" به دنبال دعای مردم زمان فرعون زودتر واقع شد.

 

3- ائمه ی بزرگوار ما "علیهم السلام" به مقتضای  وضع انسانی خویش – بدون تردید- به بیماری و غم و اندوه دچار می شوند و برای دفع آن وسایلی است که بنا بر روایات از مهمترین آن ها جدیت و اهتمام در دعا /کردن و از خدا خواستن است.

بنا بر این اگر فردی از اهل ایمان احتمال دهد  که - خدای ناکرده – مولا و امام عصر و زمان وی – که برای وی عزیزتر از جان است – به یکی از موارد فوق دچار شوند شک نیست که کوشش خواهد کرد با ابزار دعا ، خواهان دور شدن آن مورد از آن وجود نازنین باشد.

 

4- با عنایت به هدف ارجمندی که در پیش رو داریم یعنی  در رسیدن به جامعه ای عاری از موانع ظهورجهت انشاالله تحقق هرچه زودتر فرج، شایسته است بدانیم این موانع از ناحیه ی خود ما سرچشمه گرفته است، به همین دلیل بایستی از خداوند متعال برطرف کردن آن موانع را بخواهیم. به این اعتبارف دعا کردن برای تعجیل در فرج، در حقیقت به حال خود ما سودمند است.این مهم را از قول حضرت در کتاب هایی همچون "کمال الدین" و "احتجاج" و "بحار " خوانده ایم که  آن حضرت فرموده اند: "برای تعجیل در فرج دعا کنید که آن ،خود فرج شماست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 23:28  توسط دبیرخانه جایزه ادبی فرزدق  | 

 3شعر از مهدي جهاندار

 برای حضرت زهرا سلام الله با یاد غدیر خم

دریای نوری و به تلاطم نشسته ای

صحرای طوری و به ترنّم نشسته ای

با مژده ی "فصلِّ لربِّك" رسیده ای

در خانه ی "لیُذهب عنكُم" نشسته ای

با چادر گُلی سر سجاده سالهاست

با آسمانیان به تكلُّم نشسته ای

"اَلیوم..." روز شادی دلهای خسته است

آن روز را غدیر تر از خُم نشسته ای

با گردش نگاه تو می گردد آسمان

امّا به آرد كردن گندم نشسته ای

بی عشق بی علی چه بر این قوم رفته است

پهلو گرفته در غم مردم نشسته ای

با نور چشم های تو می خندد آفتاب

شاید حسین را به تبسّم نشسته ای


 برای امام علی علیه السلام با یاد غدیر

ناخدای عقل یا خدای عشق

ای تو معنای تمام نام های با شکوه

جنگل و صحرا و باران ساحل و دریا و کوه

روزهای خوب یعنی روز أکملتُ لکم

یومَ تَبیضّ ُ وُجوهٌ یومَ تسودّ ُ وجوه

عقل گوید تو خدایم نیستی ای ناخدا

عشق گوید یاری ام فرما در این طوفان نوح

لا فتی الا علی، مَن عنده علمُ الکتاب

جاءَ نصرُ الله ِ قرآن، فاتح فتح الفتوح

صبح یعنی روشنی با نور رخسار شما

عشق یعنی ایستادن زیر باران صبوح


برای امیر مومنان علی علیه السلام

در دل حوّا

در کسوت آیات مزامیری داوود

در شوکت ابیات حماسی و غم آلود


هم اوّل و هم آخر و هم باطن و ظاهر

هم حاضر و هم ناظر و هم شاهد و مشهود


در دست ِ کلیمُ الله و در باور فرعون

در جان ِ خلیل الله و در آتش نمرود


اغراق اگر نیست أنا العبد أنا الهیچ

یا کفر اگر هست هو العابد و معبود


تو در "دل حوّایی" و ابلیس چه خوش گفت،

من برترم از آب و گل آدم مسجود


ای مژده ی أکملتُ لکم دینکم ای عشق

جبریل پر و بال زنان آمد و فرمود،


مَن ماتَ علی حُبّ ِ علی ماتَ شهیدا

تا هست علی باشد و تا بود علی بود


***

 2شعر از علي بهمني

 گم کرده اند گیج تکا پوی نان تورا

 نشناختند منتقدین جهان تو را

 بودایی و مسیحی و موسی و احمدی

 باید صدا کنم به کدامین زبان تو را

پیش از تولد تو تمام فرشته ها

 دیدند روی کنگره کهکشان تو را

 آورده است واضح و روشن خدا من

 تنها دلیل خلقت هفت آسمان ، تو را

د رشهر من همیشه یتیمان کشیده اند

 در سفره های خالی اشان جای نا ن .... تو را

 عمری بدون رویت تو فرض کرده ان

 مانند دست های پدر مهربان تو را

 این کهکشان هزار رقم زیر و رو شدست

تا برگزیده سرور پیغمبران ..تو را

 ..........

 .................

 ....................

 بی شک می آورند زمانی فرشته ها

 تا سرزمین حضرت صاحب زمان تو را

  ***

 سکوت بود و صدای سکوت بود و سکوت

 بلند شد قد رعنای سبز در برهوت

 بلند شد که به پایان قصه جان بدهد

 به آیه های سپید خدا زبان بدهد

 بلند شد که بگوید که بعد من این مرد.................

 .........................................................................

 ..........و ادامه این بیت را خیلی ها فراموش کردند

 شاید سوسمارها که قرار بود کمتر خورده شوند

 بیشتر به یاد داشته باشند

 ،،،،،،،،،

 سکوت بود و سکوت بود و ماه بود و سکوت

 و بغض بود و سکوت بود و چاه بود و سکوت....

 ..........................

 هنوز از طرف چاه خسته می آید

هنوز ناله پهلو شکسته می آید

 هنوز بر لب تیغ است هرو راهی

 هنوز بسته در شهر علم و آگاهی

 نشد که تاب بیارند حجم نورش را

نخواستند زبان واکند شعورش را

 نخواستند، ولی شیعیان او ماندند

 س سرد بود ولی گرم گفتگو ماندند..........

 ..............................

 ........وادامه آن بیت از آن گفتگو ها آغاز شد

 سبز بالاترین رنگ بود بر کنگره هفت آسمان

 آنجا که چینش جهاز هزار شتر فراموشی را حتی

 توان دست رسیدن نبود

 و حتی اگر سوسمار هایی که خورده شده بودند

 فراموش میکردند

 از خاطره همیشه........ نمیرفت

 ***

 شعري از حسين جنتي

نوشته نامه به اوراق بی مثال مورد

نهاده نامه حق را به حله های مخلد

ز آسمان خبر آورده جبرئیل موید

گشوده بال ادب کرده فرش راه محمد(ص)

نهاده دست ادب بر بسیط سینه مقید

که: صد سلام و ثنا خاصه بر سلاله ی احمد(ص)

 

گشود لب که: علیک السلام همدم من!

رفیق شادی من، غمگسار ماتم من

چه رفته است که اینگونه مست آمده ای؟

چه آمده ست که طغری به دست آمده ای؟

چه نامه ای، که ازان کار عقل مشکل شد؟

چه آیه ایست، که در بین راه نازل شد؟!!

خدای عزوجل، رب من چه فرموده ست؟

بگو که خالق لوح و سخن چه فرموده ست؟

بگو که گوش دلم تشنه ی ترانه ی توست

"کرم نمای و فرودآ که خانه خانه ی توست"*

 

 

چو از دهان پیمبر رسید آن حلوات،

گشود لب به سخن ، جبرئیل با صلوات:

به- نام نامی معبود مهربان و رحیم

پناه می برم از شر ماندگان رجیم!

پناه می برم از شر حاسدان بخیل

اگر پیاده وگر با هزارلشگرفیل!

وبعد ، نامه ی تکمیل دین نوشته خدا

به خط قدسی اعظم چنین نوشته خدا:

 

زموج غرق و بلا، رو به امن و ساحل کن

دو روز عمر گذشته ست، فکر منزل کن!

زعمر رفته - ازین بیش – توشه حاصل کن

رها تمام جهان را ز شر مشکل کن

تمام اهل بشر را رفیق و یکدل کن

محمدا! به علی کار خویش کامل کن!

محمدا! به علی کار خلق سامان بخش

ز زخمشان به در آور! به دست درمان بخش

 

اگرپیمبر مایی بگوپیامت را

تمام کن پس ازان حج ناتمامت را !

 

 

زروی مرکب خود ، گام بر زمین زد عشق!

که مهر تکمله بر آبروی دین زد عشق!

قدم بسوی کمال پیمبری برداشت،

جهاز مرکبها را - به منبری -  برداشت

تمام همسفران را به پای منبر خواند

- وعده ای نشنیدند، بار دیگرخواند-

نخست حمد خدا گفت- آنچه باید گفت-

سخن که نه! تو بگو در سروری می سفت

سپس به همسفران گفت: یا اولی الابصار !!

به دور چرخ اجل، نوبت من است اینبار!

خبر دهید که هرجا کسی دلش با ماست،

کلید حل تمام مسائلش با ماست

هر آنکه اهل شریعت ، علی امامش باد

هرآنکه غصب کند جای وی حرامش باد!

هنوز مرغ سعادت به روی بام شماست

چرا که بعد من اینک علی امام شماست

مباد دست دل از اعتقاد شستنتان!

مباد بعد من از او کناره جستنتان!

مباد رنجشتان از زبان حق علی!

مباد پیروی از غاصبان حق علی!

مباد سر به گریبان اشک و آه برد!

مباد درد دل از دستتان به چاه برد!

مباد شکوه به حق،از زمانه اش افتد!

مباد آتش نفرت به خانه اش افتد!!

مباد دین مرا حرستان یتیم کند!

مباد ماه مرا تیغتان دو نیم کند!

مباد اشک بریزند کودکان علی!

مباد تشنه بمانند خاندان علی!!

 

به مختصر سخنان دراز می گویم!

مباد و هرچه مبادا به راز می گویم!!

 

پس از من است که سخت است دین و دینداری

پس از من است که سخت است دین نگهداری!!

پس از من است که معلوم می شود،درعشق

که، اهل عشق اصیل است و کیست بازاری!!

پس از من است که رخ می کند زمانه ی زشت

پس از من است رواج بدی و خونخواری!

 

پیام دادم و تنها پیمبری کردم

 به حق تک تک مردم برادری کردم

نکرده ام به خلاف پیمبری ، هرگز!

نخواستم ز شما مزد دلبری هرگز!

 

برای خویش به من لطف را تمام کنید،

به خاندان من ای مردم احترام کنید

قیامتی است پس از این و برج و بارویی است

که بر بلندی صحرای آن ترازویی است!!

قیامتی ست که زهر و عسل بدست شماست

به هوش مردم دنیا عمل بدست شماست!

به صاحبان جهان سکه ها وفا نکنند

به حق هیچ کسی ذره ای جفا نکنند

رها کنید جهان را که ریشه اش باد است!

"که این عجوزه عروس هزار داماد است"*

قیامتی ست که عالم به هوش آمده است!

که دیگ آتش و رحمت به جوش آمده است!

درآن، قیاس سنجش هر خوب و زشت علی ست

قسیم مطلقه ی دوزخ وبهشت علیست

اگر محبت او هست بیم آتش نیست

که در معامله با خالق جهان غش نیست

 

به حی قادر هفت آسمان پناه بریم

به او زفتنه آخر زمان  پناه بریم

فغان ز مردم آخر زمان وحالتشان

که گم شده ست در آئینه ها اصالتشان!

مباد مردم آخر زمان شوید مباد

مباد اشتر رام جهان شوید مباد!

دعای خیر من و هر که در دلش عشق است

سلام من به هر آنکس که در گلش عشق است

به مختصر سخنان دراز می گویم

مباد وهر چه مبادا به راز می گویم!

هر آنکه اهل شریعت علی امامش باد

هر آنکه غصب کند جای وی حرامش باد!

فقط علیست که آیین سروری داند

"نه هر که چهره برافروخت دلبری داند"*

به روی خصم علی تیغ کینه باز کنید

"براو نمرده به فتوای من نماز کنید"*

به روز سختی و بن بست یادتان نرود

غدیر و هر چه در آن هست یادتان نرود!

امانت است درختان وآفتاب خدا

امانت است میان شما کتاب خدا!

برای خویش به من لطف راتمام کنید

به خاندان من ای مردم احترام کنید. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 19:46  توسط دبیرخانه جایزه ادبی فرزدق  | 

شعري از مريم حقيقت

غيرت تاريخ 

از حادثه ي عشق معطر شده بودند

در غيرت تاريخ مقرر شده بودند


دور حرم دوست وضو ساخته بودند

از پرتو خورشيد منور شده بودند


بي تابي ظهر وتب تاريخي تقدير

چشمان جهان خيره به منبر شده بودند


خورشيد سخن گفت كه جاري بشود عشق

مردم همه آئينه ي باور شده بودند


با نام خدا نور به رگهاي بشر ريخت

دلها طپش ِعشق ِ شناور شده بودند


جاري شد از آغاز ولايت به عدالت

پل زد به دري كه پُرِ خيبر شده بودند


تكليف جهان را به كسي داد كه با او

نور وگل وخورشيد مقدر شده بودند


هر دست پياله شد وهر آينه يك خم

دستان خدا ساقي كوثر شده بودند


ذرات دو عالم هيجان داشت واين خيل

پيغامبرِ شوق پيمبر شده بودند


تا لطف خدا را به غزلها برساندد

همبالي ِ يك دشت كبوتر شده بودند


دو دست به هم خورد وزمان از نفس افتاد

دو دست به يك حادثه ساغر شده بودند


از خم غدير آينه ي نور تراويد

يعني كه دو خورشيد برادر شده بودند 

 

*** 

شعري از حسنا محمدزاده

مرد آسمان


 به تو آموخت از اول خدا رسم اميري را

شجاعت را،سخاوت را،حيا و سر به زيري را

 

غدير از چشم هاي تو خجالت مي كشيد اما

برايت حكم مي كردند عمري گوشه گيري را

 

هميشه بوي نان و عشق مي آيد از اين كوچه

كه با خود مي برد از خانه ها بوي فقيري را

 

زمين خسته با چشم خودش هر روز مي بيند

به زير پاي مرد آسمان فرش حصيري را

 

تو را با چاه هاي كوفه تنها مي گذارم تا

بريزي در دل اين واژه ها حسي كويري را

 

بدون تو زمين در انجماد سينه ها يخ زد

به دندانش گرفت آيينه بغضي زمهريري را

 

خدا در شيره ي جانت چكانده بود دريا را

عدالت را ،قناعت را، حيا و سر به زيري را

*** 

شعري از سميه ربيعي

...و كوفه مي گريد


 و برگ برگ درختان باغ مي ريزد

كسي درون سرم سرب داغ مي ريزد

 

هميشه حسرت باران هميشه حسرت برف

و بر كوير دلم هي كلاغ مي ريزد

 

عذاب و حسرت اين درد مانده در قلبم

كه كاش دست خودم بود تا به پاخيزم

 

كه كاش دست خودم بود شام معركه را

به دست گيرم و از اين كرانه بگريزم

تمام واقعه را مهر وماه مي ديدند

جهاز و بند شترها كه باز شد از هم

 

غدير در تف خورشيد داغ مي جوشيد

سماع خيس و غريبانه ي غمي مبهم

 

خبر به عرش رسيد و زمين مردد شد

كه حج آخر خاتم رسيده بود از راه

 

و كعبه باز ترك خورد وآسمان لرزيد

از اين به بعد علي بايد و غريبي و چاه

 

بگو كه قرعه به نام كدام چاه افتاد

پلنگ ها همه در فكر ماه من هستند

 

شبيه وسوسه ي تلخ سيب مي دانم

زبيرها و شياطين هنوز هم دستند

و آسمان پرفرياد مي شود هر دم

گمان كه مردم اين شهر كور و كر شده اند

 

نشسته در نفسم وحشت گلوگيري

تمامشان تب ديوار و بغض در شده اند

 

مباد تا كه موذن ز خواب برخيزد

سكوت عاشق مرغابيان شناور بود

 

هنوز هرم قدم هاش روي دوشم هست

تمام صحنه مهياي شام آخر بود

قرق شده همه ي لحظه هاي من با درد

گرفته خاك تنم بوي اشتري ها را

 

چقدر تلخ و كشنده است كوفه باشي/ و

به قلب خود بكشي قلب حيدري ها را

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 19:40  توسط دبیرخانه جایزه ادبی فرزدق  | 

هيئت داوران جايزه ادبي فرزدق در سالگرد مبارك نزول آيه ي اكمال به عنوان سند حقانيت و مظلوميت مولاي بزرگ آزادگان حضرت اميرالمومنين علي بن ابيطالب عليه سلام، پس از برگزاري جلسه نهايي داوري نفرات زير را به عنوان برگزيدگان نخستين دوره معرفي كرد:

برگزيدگان (به ترتيب الفبا):

علي بهمني، حسين جنتي ،مهدي جهاندار ، مريم حقيقت،سميه ربيعي،حسنامحمدزاده،

تقديركتبي:

مريم ترنج (سپيد) و وحيد خليلي(نثر ادبي) 

*با عنايت به نزديكي سطح كارها تعداد برندگان به دوبرابر نفرات وعده داده شده افزايش يافت.

عليرغم تفاوت آرا كسب شده ي آثار در مرحله ي داوري، نفرات فوق بدون ترتيب اعلام شده و  به همه ي برندگان صله ي يكساني اهدا خواهد شد.

در دو بخش نثر و سپيد برگزيده نداشتيم. در بخش سپيد اثر سركار خانم ترنج عليرغم شايستگي قرار گرفتن در جمع برگزيدگان پيوند معنايي كمتري با خطبه ي غدير داشت و در بخش نثر ادبي نيز تنها كار آقاي خليلي شايسته تقدير كتبي تشخيص داده شد. 

آثار برگزيدگان به زودي در اين وبلاگ منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 11:37  توسط دبیرخانه جایزه ادبی فرزدق  | 

به نام خدا

 

بیانیه هیئت داوران جایزه ادبی فرزدق

غدیر- پاییز 1388

نامزدهای دریافت جایزه ی فرزدق

 

هیئت داوران جایزه ادبی فرزدق به عنوان نخستین جایزه ادبی خصوصی و تخصصی ادبیات ایینی جایزه ی فصل پاییز خود را با موضوع غدیر برگزار کرد. پس از بررسی آثار هیئت داوران در مرحله ی نخست 14 نفر را به عنوان نامزدهای دریافت جایزه فرزدق به شرح زیر انتخاب و اعلام کرد:

 

اسامی نامزدها(به ترتیب الفبا)

 1-علي بهمني

2-محمد پران/شیراز

3-مریم ترنج/اصفهان

4-حسین جنتی/ورامین

5-مهدی جهاندار/اصفهان

6-حسین حاج هاشمی/خمینی شهر

7-مریم حقیقت/جهرم

8-وحیدخلیلی/اصفهان

9-سمیه ربیعی/رشت

10-علی سلیمانی/همدان

11-محسن عاصی/فولادشهر

12-جمشید عباسی/فومن

13-عبدالرضا کوهمال جهرمی/جهرم

14-حسنا محمدزاده /کاشان

15-سودابه مهیجی/تهران 

16- فاطمه ناني زاد/تهران 



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 21:44  توسط دبیرخانه جایزه ادبی فرزدق  | 

سلام یاران همراه و همدل


با سپاس از همه ی بزرگوارانی كه در نخستین دوره ی جایزه ادبی فرزدق حضور یافتند به اطلاع شما عزیزان می رسانیم مهلت دریافت آثار به اتمام رسیده است. با سپاس  انشاالله به زودی كاندیداهای دریافت جایزه و سپس  برگزیدگان نهایی معرفی خواهند شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 20:53  توسط دبیرخانه جایزه ادبی فرزدق  | 

به نام خداوند بخشنده ی بخشایشگر

فراخوان اولین دوره جایزه ادبی فرزدق

جایزه ی

 ادبی تخصصی و مستقل ادبیات آیینی

پاییز1388

 موضوع:

غدیر

حضرت مولا امام علی علیه سلام درآیینه ی خطبه ی غدیر

 بخش های مسابقه:

شعر کلاسیک

شعر آزاد

نثر ادبی

 مهلت ارسال آثار:

یکشنبه 15 اذرماه1388 برابر با عید سعید غدیر خم

 توجه:

کلیه ی آثار بایستی مرتبط با موضوع فراخوان یعنی "خطبه ی غدیر" باشد.شاعران و نویسندگان می توانند سطرهایی از خطبه را که اثرشان بر محورآن استوار استبه همراه آثارشان ارسال نمایند.

سقف ارسال اثردر بخش شعر حداکثر 3اثر در هر گرایش و 2 قطعه در بخش نثر ادبی است

قطعات نثر ادبی انشاالله بایستی حداکثر1000کلمه یا یک صفحه A4 باشد.

ذکر نام و نشان کامل همراه با نشانی دقیق پستی (ترجیحا با  کدپستی) و شماره تماس ضروری است.

کسانی که به صورت پستی اثر ارسال می کنند بایستی همراه با آثار متن تایپ شده حاوی آثار (ترجیحا با فونتtahoma14 و حتما با  word2003 ارسال نمایند.)

 روش های ارسال اثر:

ارسال به نشانی پست الکترونیکی:

farazdaghpoem@yahoo.com

ارسال به صورت کامنت خصوصی در وبلاگ جایزه ادبی فرزدق به نشانی

http://farazdagh.mihanblog.ir

ارسال پستی به نشانی:

شیراز-صندوق پستی 1334-71555

شماره هماهنگی:

09354754447(مسوول اجرایی جایزه- کرونی) 

فقط به صورت اس ام اس پاسخ داده می شود. ذکر نام و نشان کامل همراه سوال ضروری است.


متن كامل خطبه ی غدیر :

با كلیك روی هر عنوان دانلود فرمایید.

خطبه ی غدیر به زبان عربی

ترجمه ی خطبه ی غدیر به فارسی


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 21:46  توسط دبیرخانه جایزه ادبی فرزدق  | 

هیئت داوران جشنواره ی عاشورای ظهور (به عنوان پیش برنامه ی  جایزه ی ادبی فرزدق - که انشاالله قرار است نخستین جایزه ی فصلی در حوزه ی تخصصی ادبیات آیینی باشد-) پس از بحث و بررسی از میان 13 اثر که توسط داوران مرحله ی مقدماتی به عنوان کاندیداهای دریافت جایزه معرفی شده بودند ،3 نفر را به عنوان برگزیدگان این مسابقه معرفی کرد. 
این 3 نفر با تکیه بر همسویی با معیارهای اعلام شده در فراخوان(قابلیت های فنی و تکنیکی براساس قوت شعری اثر،غنای محتوایی و ارائه ی محتوای قابل تامل همراه با شناخت از گونه های مختلف شعرآیینی، قابلیت اجراتوسط نغمه سرایان اهل بیت علیهم السلام  و ..) برگزیده شده اند. ضمن اینکه برآن بوده و هستیم که در این برنامه ها فرصت را بیش از گذشته به جوانترها بدهیم، انشاالله !
ضمنن علاوه بر اسامی شعرهای این عزیزان نیز ارائه خواهدشد:

اسامی برندگان عاشورای ظهور
(براساس حروف الفبا)

1-حامد اهور/همدان  
2-سیده زهرا صالحی/فرخ شهر
3-مهدی ناصریان/بندرعباس

در پست بعدی این وبلاگ، به صورت همزمان با اعلام این نتایج فراخوان اولین دوره ی جایزه فرزدق انشاالله اعلام شده است.

نمونه ی آثار برگزیدگان
***

شعر آقای حامداهور

از چشمه های خشك و شررهای سوخته

تا آه سرد و اشك سحرهای سوخته

 

از شمسهای سربه نی آسمان نشین ...

تا دست و بال خُرد قمرهای سوخته

 

از حرف سخت مثل فراقت فراری ام ...

اما تویی تلاوت سرهای سوخته

 

دارد نشان سبز امید ظهور تو ...

پس كوچه های غربت و درهای سوخته

 

همت كن ای نُهم پسر اسمه شفاء ...!

دریاب حال فطرس و پرهای سوخته

 

نُه سم چشیده منتظر پادزهر تو

آرامش شرار جگرهای سوخته

 

برگرد از صلیب مسیح نجات بخش!

بر نبش قبر نحس پدرهای سوخته

 

برگرد تا فراق و غزلهای انتظار

گردند شاه بیت خبرهای سوخته


شعر خانم سیده زهرا صالحی

یک آینه می خواست تماشا بشود

دردست همیشه ی زمان جا بشود

این آینه در خون خودش پنهان شد

تا جمعه ی انتظار پیدا بشود
*

می رفت حسین ،دل به دریا بزند

می رفت که رو به عاشقی ها بزند

می رفت بهشت با همه دلتنگی

یک سر به گل نرگس زهرا بزند

*

در آینه ات به هر طرف چرخیدند

تصویر امام عصر را هم دیدند

آنان که چراغ راه را گم کردند

از عشق نشانی تو را پرسیدند

*

سر چشمه ی ناب آبرو می گذرد

با خون خودش کرده وضو می گذرد

تاریخ نشان آفتابی دارد

کز آینه های روبه رو می گذرد

*

شبی در کربلای عشق جنگید     

پیام سبز خون خویش را دید

به یاد منجی عالم که افتاد            

نسیمی کربلا را در نوردید

*

یک روز نوشت تا تماشا بشوی   

در دست همیشه ی زمان جابشوی

ای آینه در خون خدا پنهانی!      

تا جمعه ی انتظار پیدا بشوی



شعر آقای مهدی ناصریان

حجِّ قیام

عشق حسین رمز رسیدن به راه او

شرط به وجد آمدن از روی ماه او

او که به حال و روز شما گریه میکند،

سهم شما چرا نشود اشک و آه او؟!

آنکه چراغِ اشک ندارد به دست دل

دست زمانه برده به یغما کلاه او!

اجرِ عظیم گریه چه باشد به جز شعف،

وقتِ عمل اگر بِرَوی در سپاه او؟

مثل حسین میرسد از بامِ کربلا

شور دوباره ای بدمد از نگاه او

حجِّ قیام را به سرانجام میبرد

دستِ شهید علقمه باشد گواه او

رُکنِِ نماز را به عطش مبتلا کند

کعبه، نه!، عشق، عشق شود قبله گاه او

خون حسین مظهر ایمان مهدوی

عطرِ ظهور پخش شود در پناه او

بختِ امیدِ منتظرش باز میشود

هر که به حق، حسین شود پادشاه او...

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 21:45  توسط دبیرخانه جایزه ادبی فرزدق  |